غزل معاصر

خرید بک لینک
گفتی از اتّفاقی که تازهست، از کهن داستان جهان؛ عشق اتّفاقی که همواره بودهاست، باستانیترین داستان عشق جز همین داستان هرچه خواندم، رنگ نیرنگ و بیهودگی داشت رنگها را گرفت و به من داد، رنج بیرنگیِ جاو غزل معاصر...

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:20

آه ای دل شکسته! شکستت علی الدّوام!

شد بر سر تو سایه ی اندوه مستدام

وقتی که غم به دور جهان حکم می کند

زاری حلال می شود و سرخوشی حرام

سرخ است جام زندگی ام سرخ باده نه!

من جای باده ریخته ام خون دل به جام

فریادها درون گلو ماند و دم به دم

با مویه های خویش گرفتم زبان به کام

پایان پذیر نیست غم و غصّه های من

گویم که والسّلام ولی نامه ناتمام...

سیّد محمّد تولیت

غزل معاصر...

ما را در سایت غزل معاصر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 7:20

صفحه بندی